![]() |
![]() |
|
| .: شعر عارفانه وعاشقانه - شعر عاشقانه و عشق :. |
|
سلام ! خوبید ! روزگار بر وفق مراد سپری میشه ؟ ایشا... که میشه !!! نماز روزه هاتون قبول ! میگن موقع افطاری پذیرش بالاست ! تورو خدا موقع افطاری ما هم دعا کنید ! فراموش نکنید ها! بابت تاخیر در آپ چی ؟ ناراحتید ؟ خب جز معذرت خواهی و شرمندگی چیز دیگه ای بلد نیستم ! فداتون شم ! براتون مطالب کوتاهی از دکتر علی شریعتی گذاشتم ! میدونم که خوشتون میاد !
۱- چه قدر ایمان خوب است! چه بد می کنند که می کوشند تا انسان را از ایمان محروم کنند چه ستم کار مردمی هستند این به ظاهر دوستان بشر ! دروغ می گویند ، دروغ ، نمی فهمند و نمی خواهند ، نمی توانند بخواهند. ۲- خدایا:به من توفیق تلاش،در شکست،صبر در نومیدی،رفتن ،بی همراه؛جهاد ، بی سلاح؛کار،بی پاداش؛فداکاری،درسکوت؛دین،بی دنیا؛مذهب،بی عوام؛عظمت،بی نام؛خدمت،بی نان؛ایمان،بی ریا؛خوبی،بی نمود؛گستاخی،بی خامی؛قناعت،بی غرور؛عشق،بی هوس؛تنهایی،در انبوه جمعیت؛دوست داشتن، بی آنکه دوست بداند؛روزی کن
هرکس آنچنان میمیرد که زندگی می کند و هر کس آنچنان که در بیداریست خواب میبیند |
|
+ ادامه مطلب89/05/21ساعت 10 توسطاصغر |
|
|
از بیزانس سلام ! برتو ای مهربان ! بابا درست حسابی نظر بدید-انتقاد کنید-نقاط ضعف و قوتمون رو بگید !!! اگه اینچوری پیش برید مجبورم بیخیال وبلاگ شم ها !!! راستی به این وبلاگ هم سری بزنید - یه وبلاگ عاشقانه ی نو پاست www.shahrefereshtegan.blogfa.com
دکتر علی شریعتی : "بیاییدسالهای زنده بودن رادربیداری بگذرانیم چون سالهای زیادی رابه اجبارباید خفت"
و هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هست
ثروت بدون زحمت لذت بدون وجدان تجارت بدون اخلاق علم بدون انسانیت سیاست بدون شرافت
(از گاندی)
|
|
+ ادامه مطلب89/04/02ساعت 19 توسطاصغر |
|
|
به نام سلام !
سلام! امروز خوب شروع شد / خوب پیش می رفت / شادمان بودم و خرم ! ولی امروز ... امروز که با من خوبی کرد دارد بد تمام می شود / بد پیش می رود و من دیگر نمی توانم با این وضع پیش روم ! دارد از همه بدم میاد و یک نفر جای همه را میگیرد ! خدا کند اورا خدا از من نگیرد ! بابت تاخیر در آپ شرمنده و خجالت زده ام ! از دستم چیزی جز بیداری شب ها / مطالعه و اجابت خواسته های رفقا برنمی آید مدتی هم هست که گرفتار امتحان های مدرسه شده ام ! ان شا ... بعد از خرداد اگر به غربت برای کار و کسب تجربه نرفتم در خدمت خواهم بود و دل نوشته ها که چه عرض کنم چرک نوشته هایی تقدیم خواهم کرد ! این هم شعری برای محیا : قطـــــــره که بنگرد مشـــتاق دریـــــــــارا برهـــم بزند عشـــــــــق او دنــــــیا را عمری است که کـــوبه کو بمی گردم من تــا درنگــــــرم دمـــــی رخ محــــــیا را یا علی ! به امیدطلوع آفتاب مهربانیها ! و در انتظار نطرات یاری بخش شما ! |
|
+ ادامه مطلب89/03/16ساعت 20 توسطاصغر |
|
|
سلام
خوبید؟ امیدوارم خوب باشید. بار اوله که میخوام توی وب آپ بشم. امیدوارم از مطالب خوشتون بیاد. برام نظر بزارید. الان یه شعر از فروغ فرخزاد میزارم و تقدیم میکنم به اصغرم. امیدوارم خوشتون بیاد. و او میگوید از شرح دل شیرین و اینک من همان دیوانه شبهای دل سردم چگونه از تو بنویسم؟ تویی که اسمان سیته ات ابری ست و من زیباترین احساس ژاک افرینش را درون این دل دیوانه خود جاری دادم نمیدانم تو میدانی؟ چگونه عشق را ژرواز خواهم داد؟ تو که اینه را هربار میبوسی و به زیر لب میگویی: فراموشت کردم
|
|
+ ادامه مطلب89/01/02ساعت 17 توسطمحیا |
|
|
سلام !!! خوبید ان شاا...
اومدم بگم بابا نامردا بدون نظر نرید !!! اومدم بگم تا دوم فروردین نیستم- میرم جنوب (راهیان نور) خوشگذرونی نه ها ! میرم .... کسی چه میدونه شاید دیگه برنگشتم ! شاید از اجبار زندگی کردن معاف شدم ! وبم مثل خودم به تنهایی به بدون همه بودن عادت داره اما تنهاش نزارین ! هنوز یه مرد نشده ! وبم همیشه سیاهه ! همیشه تاریکه ! همیشه غرق در ظلمته ! همیشه غرق در اعماق غم هاست ! تنهاش نزارین ! بزارین روزنه های (ستاره ها) وبم شما باشید مهتاب وبم یکی دیگه ست که اسمش روشنایی بخش وبمه ! (( محیا )) منتظر آپش باشید !!! فدام شید !!! منم فدای محیام ! دوستون دارم !!!! @_@ نظر یادت نره مهربون |
|
+ ادامه مطلب88/12/26ساعت 18 توسطاصغر |
|
سلام ! بچه ها خوبید !اول یه نظر سنجینظرتون درباره ی این جمله چی هستش ؟"خواستن توانستن نیست مگر خواندن باشد"نظر بدید ها !تا جون بگیرم ! تا شوق نوشتن بگیرم ! تا خستگیم در بره !:.راستی یه نویسنده ی دیگه به وبم اضافه شد که خیلی دوستش دارم.:چهارشنبه ی آخر سال نزدیکه تورو خدا دم عیدی مواظب خودتون باشید ها !من که ازین مسخره بازی ها متنفرم !برای خودم ! برای مردم مون متاسفم !نمیدونم کی میخوایم آدم شیم !نمیدونم کی میخوایم ....بچه ها فرهنگ هم چیز خوبی هستش نه ؟شاید بهتره با اومدن سال جدید به فکر بهار باشیمنه بهار طبیعت -بهار دلمون - روحمون- جسم مونبهار زندگی مون - عمر مونخوبه یه بهار داشته باشیم تو درونمون که هیچوقت خزون نشه !بازم میگم مواظب خودتون باشید !برام دعا کنید ! |
|
+ ادامه مطلب88/12/23ساعت 18 توسطاصغر |
|
|
سلام دوستان گلم بابت تاخیرم در آپ شرمنده ، آخه نظر نمدید که بهم جون بدید زود به زود آپ کنم درهرحال الان با یه شعر از وحشی بافقی که خودم اشعارشو دوست دارم و یک داستان کوتاه آپم ، امیدوارم شما هم خوشتون بیاد ؛ نظر یادتون نره ها
آه ، تاکــــــي ز ســــفر باز نيـــايي ، بـــازآ اشتياق تو مرا ســـوخت کـــجايي، بازآ شده نزديک که هجران تو، مارا بکــــــشد گرهـــمان بر سرخونريزي مــــايي ، بازآ
کردهاي عهد که بازآيي و ما را بکــــــشـي وقت آنست که لطـــــــفي بنمايي، بازآ
رفتي و باز نميآيي و من بي تو به جــان جان مـــن اينهمه بي رحم چرايي، بازآ
وحشي از جرم همين کز سر آن کو رفتي گرچه مستوجب سد گونه جفايي، بازآ
داستان کوتاه
چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟»....!!! |
|
+ ادامه مطلب88/12/01ساعت 17 توسطاصغر |
|
|
سلام خوبید ؟ من که خوبم گرچه میدونم از بین شما ها کسی حال منو نمی پرسه !!! *عنوان وبلاگ هم از شعر عاشقانه و عشق به شعر عاشقانه و شعر عارفانه تغییر یافت .* بابت آپ های دیر به دیرمون شرمنده آخه وحید سربازیه منم که سرم تو کتابه یکی از عزیز ترینام بابت تاخیر تو آپ وبلاگ گلایه کرده که اگه بتونم بعد این زود زود آپ میکنم. در هر حال امروز با دوتا شعر از دکتر علی شریعتی اومدم که خودم خیلی بهشون علاقه دارم لطفا نظرات تونو بدید چون این نظر های شماست که بهم شوق نوشتن میده خب
خدایا کفر نمی گویم ، پریشانم چه می خواهی تو از جانم؟ مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی خداوندا تو مسئولی خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن دراین دنیا چه دشوار است !چه رنجی می کشد آنکس که انسان است واز احساس سرشار است و آنگاه خودراکلمه ای می یابی که معنایت منم ومراصدفی که مرواریدم تویی وخودرااندامی که روحت منم ومراسینه ای که دلم تویی وخودرا معبدی که راهبش منم ومرا قلبی که عشقش تویی وخودراشبی که مهتابش منم ومراقندی که شیرینی اش تویی وخودراطفلی که پدرش منم ومراشمعی که پروانه اش تویی وخودرا انتظاری که موعودش منم ...
|
|
+ ادامه مطلب88/10/29ساعت 18 توسطاصغر |
|
|
سلام دوستان گلم خوبید ان شاا... آپ امروزم دست نوشته ی خودمه - امیدوارم خوشتون بیاد با نظرات تون کمکم کنید بهتر بنویسم چون نوشتنو خیلی دوست دارم
به نام سلام و به نام او که مرا ،حتی عشق را به بازیچه گرفت برایش می نویسم دوستش دارم چونکه او هیچوقت نفهمید یا که هیچوقت نخواست تا بفهمد او که طعم انتظار را ،نچشید یک عمر، منتظرم گذاشت او که چند هفته مرا بی غم ساخت و یک عمر غمگین او که حتی باعث شد در روز طلوع م سوسوزنان به غروب بیندیشم او که امید را گرفت او که مرا تا پای مرگ کشاند اما خود هرگز به مرگ نیندیشید نفهمید که دل شکستن تقاص می خواهد نفهمید که کسی را از اوج قله ی عشق رها کرد نفهمید که مرا ، دلم را و حتی عشقم را زنده زنده دفن کرد او که لبخند را در لبان بنده ی خدا کشت زمزمه ی لب هایش خدا خدا بود او که دیگر غروری برایم نگذاشته بود باز مرا مغرور خواست و رفت او که حتی یک لحظه نفهمید تنها بودن یعنی چه؟ یک عمر مرا با اشک هایم تنها گذاشت من رهسپار ره درد شدم و او رهسپار ره عشق من دل سنگ ، شدم عاشق دیگر نشدم همه را شکستم چون او مرا شکست واین دنیای ماست او مرا ، و من تو را و دیگری روزی او را و این فقط دنیا بود که ما را به بازیچه گرفت و این گردش ، چرخ شکستن است کجاست معشوقه ام می تواند باور کند که من همان م کمرم خم شد غرورم خرد شد و دلم ،شكست
و این او بود که بعد من ، دستانش را به آسمان دراز کرد به سوی خدایمان تا برای خودش و خوشبختی خودش دعا کند و این، او بود که خدا را می دید و بنده اش را نادیده می گرفت و این او بود که خانه یشان را قبله ی من کرد و خود سوی کعبه نماز بر پا کرد و این او بود که خواب شبانه را از من گرفت و خود در خواب شیرینش هم با یار جدیدش بود و این او بود که تمام شادی هایم را با خود برد او بود که گریه کردن را کار هر شبم کرد یک زمانی تنها آرزویم وصال به او بود اما او بود که تنها آرزویم را تنها ، تنها مردن کرد مثل تنها عاشق شدن مثل تنها عشق ورزیدن
|
|
+ ادامه مطلب88/09/09ساعت 22 توسطاصغر |
|
|
یک شبی مجنون نمازش راشکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد برلب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یارب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو ... من نیستم گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یک جا باختم کردمت آوارهء صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد
|
|
+ ادامه مطلب88/06/29ساعت 19 توسطاصغر |
|
|
سلام دوستان بابت تاخیرم شرمنده آخه مسافرتم دسترسی هم به نت ندارم الان هم بزور اومدم قول می دم بعد ۴ مرداد هر روز آپ باشیم فعلا یه قطعه ادبی براتون گذاشتم که خودم دوسش دارم/ ایشااله شما هم خوشتون میاد تقدیمش می کنم به کسی که دیگه خنده هاشو نمی بینم
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی |
|
+ ادامه مطلب88/04/22ساعت 18 توسطاصغر |
|
|
بههم ریختگی ذهنی یکی از مشکلهای رایجی است که هنگام بروز ایدههای جدید بهوجود میآیند. بعضی وقتها ممکن است یک چیزهایی یادتان بیاید، ولی ندانید که آنها را کی خواندهاید و موضوعشان چه بوده است. این چیزها نمیتوانند کمک چندانی به خلاقیت شما بکنند. با دستهبندی مطالعات خود، این مشکل را حل کنید. این مراحل عبارتند از: چرا منتظری ؟ خوب ادامه مطلب رو بخون. نظر یادت نره! ادامه مطلب |
|
+ ادامه مطلب88/04/13ساعت 12 توسطوحید |
|
|
دوره فشرده يادگيري زبان بدن:
۱. حريم ها ۲. حرکات چهره ۳. دست ها ۴. پاها توجه : خواندن این پست به همه توصیه می شود و محدودیت سنی ندارد. ادامه مطلب |
|
+ ادامه مطلب88/03/24ساعت 11 توسطوحید |
|
|
+ ادامه مطلب88/02/31ساعت 11 توسطوحید |
|
|
به یقین، هر کسی بارها از خود پرسیده ”من کیستم“، ”هویت من کدام است؟“ تا معیارها و ارزشهای واقعی خود را نشناسیم و ندانیم چه کسی هستیم و هویت خود را بهدرستی نشناسیم، هرگز قادر نخواهیم بود.
● چرا خانمها به روزهای تولد و سالگردها توجه زیادی نشان میدهند؟ ▪ به مردان توصیه میشود که: ▪ خانمها توجه کنند که:
ادامه مطلب |
|
+ ادامه مطلب88/02/13ساعت 11 توسطوحید |
|
|
+ ادامه مطلب88/01/30ساعت 4 توسطاصغر |
|
|
گفت و گوی دختر و پسر قبل از ازدواج (بخوانید و آگاه باشید) ( مخصوص مجردا و کسانی که می خوان ازدواج کنن)
ادامه مطلب |
|
+ ادامه مطلب88/01/27ساعت 12 توسطوحید |
|
|
سلام امروز دست پر اومدم، امیدوارم خوشتون بیاد راستی شما به صفحات وب ما سر میزنید اگه نمی زنید ضرر میکنید جانم
دوستت دارم به 100 زبان مختلف دنیا منبع عشق در سر است و نه در قلب!
به زودی مقالات دیگری هم میخوام بزارم |
|
+ ادامه مطلب88/01/22ساعت 18 توسطاصغر |
|
|
+ ادامه مطلب88/01/19ساعت 11 توسطوحید |
|
|
+ ادامه مطلب88/01/17ساعت 12 توسطوحید |
|
|
+ ادامه مطلب88/01/16ساعت 11 توسطوحید |
|
|
+ ادامه مطلب88/01/15ساعت 11 توسطوحید |
|
|
شخصیت های ناموفق چه ویژگیهایی دارند؟
(مخصوص والدین و کسانی که می خواهند خود را بشناسند.)
(جالب و خواندنی) ادامه مطلب |
|
+ ادامه مطلب88/01/12ساعت 11 توسطوحید |
|
|
<وقتی خوندید نظرتونو بگید داستان دوم هم تو ادامه مطلبه> پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . . ادامه مطلب |
|
+ ادامه مطلب88/01/11ساعت 13 توسطاصغر |
|
|
+ ادامه مطلب88/01/09ساعت 12 توسطوحید |
|
|
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر شعری به فرشته.شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی اسمان گرفت و فرشته شعر را زمزمه کرد و دعانش مزه عشق گرفت . خدا گفت:"زندگی برای هردوتان دشوار می شود.زیرا شاعر را که بوی اسمان را بشنود زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد اسمان برایش تنگ...!! |
|
+ ادامه مطلب88/01/09ساعت 9 توسط |
|
|
|
|
+ ادامه مطلب88/01/08ساعت 20 توسطاصغر |
|
|
+ ادامه مطلب88/01/08ساعت 11 توسطوحید |
|
برای عشق تمنا کن ولی خار نشو... برای عشق قبول کن ولی غرورت رو از دست نده... برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو... برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه... برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن... برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر... برای عشق وصال کن ولی فرار نکن... برای عشق زندگی کن ولی عاشقانه زندگی کن... برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش... برای عشق خودت باش ولی خوب باش...!
|
|
+ ادامه مطلب88/01/07ساعت 18 توسط |
|
|
ای دل بی یارم تنها کس و کارم دیدی ازم دل کند اون که دوستش دارم اون که یه عمری بود غصشو میخوردم دیدی چه راحت گفت من تو دلش مردم ای دل غم دیدم دیدی چه بی رحمه معنی احساسو دیدی نمیفهمه رفتو شدم تنها اما خوب میدونم نیست اون تنهام من دیگه از امشب هر شب مهمو نی دارم با غمها آخ که چقدر تنهام سرده چقدر دستام سرشده صبر من دست اونو میخواد ای دل غم دیدم دیدی چه بی رحمه معنی احساسو دیدی نمیفهمه
|
|
+ ادامه مطلب88/01/06ساعت 23 توسط |
|
|
صفحه اول بیزانس پروفایل نویسنده پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره ی بیزانس |
امیدوارم مطالب به کامتون باشه
این عکس خودمه اما واسه یک سال و نیم پیشه !!! .:دامنه های این سایت www.love30t.tk www.shear.tk www.deadlover.tk www.iloveu.sub.ir www.kingstar.dom.ir www.kingstar.blogfa.com اگه درباره ی من خواستید برید به پروفایل وب اگه مطالب و خوندید یه نظر بدین |
| صفحات سایت |
|
شعر های قیصر امین پور تبادل لینک با ما 500 جمله ی عاشقانه 500 شعر عاشقانه شعرهای مریم حیدرزاده شعر های سهراب سپهری آرشیو صفحات |
| نویسندگان |
|
اصغر وحید محیا |
|
|